امروز یکشنبه نوزدهم خرداد ماه یکهزار و سیصد و هشتاد و هفت می باشد. به هیجان انگیز ترین بخش ایرانگردی خود رسیده ایم. می خواهیم به دریاچه گهر (نگین اشترانکوه) برویم. دریاچه ای که از منحصربفردترین تفرجگاههای طبیعی ایران به شمار می رود و همه ساله گردشگران و کوهنوردان زیادی را از اقصی نقاط ایران و حتی جهان به خود جذب می کند.
شب قبل مواد غذایی و وسایل مورد نیاز خود را آماده کرده بودیم. انواع کنسروجات، میوه، چادر، کیسه خواب، لباس گرم، روشنایی، زیرانداز، کلاه و ...
صبح بعد از صرف صبحانه مفصل و مقوی به سمت دریاچه گهر حرکت کردیم. بعد از طی مسافت 20 کیلومتری با ماشین به ایستگاهی رسیدیم به نام چشمه خرم. چند کیلومتر اول، جاده دارای پیچهای تند و خطرناک و سربالایی می باشد. بعد از آن جاده کمی هموارتر می شود و چند کیلومتر پایانی مسیر مجددا سربالایی و پیچهای خطرناک دارد.

حدودا نیم ساعت در راه بودیم. ماشین را همانجا در پارکینگ چشمه خرم پارک کردیم. بعد یک خر کرایه کردیم و وسایل را تحویل دادیم و خودمان به راه افتادیم. یکی از کوله ها را خودمان برداشتیم و مقداری وسایل مورد نیاز بین راه را همراه خود بردیم (آب معدنی، بیسکوییت، شکلات و میوه).

راه درازی در پیش داشتیم. اوائل مسیر دارای سربالایی و سرازیری های متناوب و با شیب کمی بود، به همین دلیل خیلی راحت طی شد. 5 دقیقه ای هم بین راه استراحت کردیم. پس از گذشت 1 ساعت به منطقه ای رسیدیم به نام پنبه کار، استراحتگاهی بود و دکه ای که آب معدنی، دلستر، رانی، چای و ... به فروش می رساند. یک آب معدنی خنک خریدیم به قیمت 500 تومان و بعد از استراحت کوتاهی به راهمان ادامه دادیم.

دقیقا بعد از ایستگاه پنبه کار به یک سرازیری با شیب تند رسیدیم. راه تا مسافت خیلی زیادی مشخص بود. به نظر می رسید تا انتهای نقطه ای از راه که دیده می شد یک و نیم الی دو ساعت طول بکشد. حدودا یک ساعت طول کشید تا سرازیری را طی کردیم البته بین راه دقایقی هم استراحت می کردیم.

بعد از سرازیری به دره ای رسیدیم که چشمه آبی در آن جاری بود. این بخش از مسیر زیبا و سرسبز است. کنار چشمه نیز استراحتگاه و پاسگاه نیروی انتظامی جهت حفظ امنیت راه واقع شده است. آب این چشمه بسیار خنک و قابل شرب می باشد.20 دقیقه ای استراحت کردیم و آبی به سر و روی خود زدیم و بعد به راه خود ادامه دادیم. حدود 45 دقیقه از مسیر، کف دره بود و هموار و سرسبز. این قسمت خیلی راحت طی شد تا به یک سربالایی رسیدیم.


به نظر می رسید دریاچه بعد از این سربالایی باشد. حدودا 20 دقیقه ای طول کشید تا سربالایی را رد کردیم. بعد از آن 10 دقیقه که رفتیم از دور یک دکل مخابراتی بالای تپه ای نمایان شد و حکایت از آن داشت که ما به دریاچه رسیده ایم. اطراف دریاچه کاملا فضا سازی شده بود. دکه ای بود که مواد غذایی به فروش می رساند(البته با قیمتهای 2 – 3 برابر) پاسگاه نیروی انتظامی نیز امنیت منطقه را تامین می کند. جالب اینکه برق منطقه همه توسط باطریهای خورشیدی تامین می شود و دکل مخابراتی هم مربوط به تلفن همراه می باشد. وارد محدوده دریاچه که شدیم آنتن تلفنها کاملا پر شد. بعد از عبور از محوطه ورودی کم کم جلوه زیبای دریاچه گهر نمایان می گردد. دریاچه ای آبی و آرام در دل کوههای اشترانکوه. واقعا رویایی و وصف ناپذیر است.


حاشیه دریاچه درختکاری شده، ابتدا گشتی کنار دریاچه زدیم و یکی از درختان را که سایه مناسبی داشت انتخاب کردیم. ساعت 2 بعد از ظهر بود حدودا 4 ساعت در راه بودیم. 3 ساعت پیاده روی و جمعا 1 ساعت استراحت کرده بودیم. چادر را برپا کردیم و چون خیلی خسته بودیم 2- 3 ساعتی زیر سایه درخت در ساحل دریاچه استراحت کردیم. هوا عالی بود و حسابی خستگی راه را از تن به در کردیم.


خوشبختانه خیلی خلوت بود. جز ما 4- 5 گروه دیگر کنار دریاچه چادر زده بودند. البته گفته می شد چند روز گذشته به دلیل تعطیلات چند روزه حدود 7000 نفر به دریاچه آمده بودند! این موضوع متاسفانه از بقایای زباله هایی که در کل منطقه ریخته شده بود مشخص بود. چند نفر از مامورین محیط زیست که همانجا پایگاهی دارند مشغول جمع آوری و سوزاندن زباله ها بودند.
بعد از ظهر گشتی در کل منطقه زدیم. علاوه بر زیباییهایی که خود دریاچه دارد طبیعت اطراف آن نیز بسیار چشم نواز است. دریاچه گهر و طبیعت پیرامونی آن منطقه ای حفاظت شده می باشد و زیستگاه جانوران و پرندگان مختلفی از جمله گراز و بز کوهی است. در خود دریاچه نیز نوعی ماهی قزل آلا زندگی می کند. ماهیگیری با تور ممنوع است ولی ماهیگیری توسط قلاب با اخذ مجوز از نگهبانی محیط زیست مستقر در کنار دریاچه آزاد می باشد.

از امکانات رفاهی نیز می توان به آب لوله کشی شده قابل شرب، سرویس بهداشتی و فروشگاه اشاره کرد. فروشگاه انواع کنسروجات، نوشابه، دوغ، ماءالشعیر، رانی، تخم مرغ، پفک، بیسکوییت و ... به فروش می رساند. البته نان نداشت! با توجه به قیمت بالای اجناس بهتر است که مواد غذایی مورد نیاز قبلا تهیه شود.
هوا آرام آرام داشت تاریک می شد و رو به سردی می رفت. نسیم ملایمی وزیدن گرفته بود و هوای سرد روی آب دریاچه را با خود به ساحل می آورد. مقداری هیزم جمع کردیم و آتشی فراهم ساختیم. شام را هم بیرون از چادر، در کنار آتش صرف کردیم. شب سردی بود ولی تا دیر وقت بیدار بودیم. بعد از آن هم به لطف گرمای کیسه خواب، با صدای امواج آرام دریاچه به خوابی عمیق فرو رفتیم.

دریاچه گَهَر
دریاچه گَهَر در میان رشته کوه اشترانکوه در استان لرستان ایران و در ارتفاع 2350 متری از سطح دریا در قرار دارد. این دریاچه که به نگین اشترانکوه معروف است یکی از زیباترین دریاچههای طبیعی ایران به شمار میرود.
این دریاچه از لحاظ زیست بوم و محیط طبیعی اهمیت زیادی دارد و به علت نداشتن راه ماشین رو تا حد زیادی از خرابی و آلودگی به دست انسان به دور مانده است.
دسترسی به این دریاچه از طریق شهر دورود امکانپذیر است. از راه بربرود در الیگودرز نیز میتوان به این دریاچه سفر کرد. البته مسیری که از الیگودرز به گهر میرسد زیباتر ولی مشکلتر است. کوهنوردانی که به قلههای اشترانکوه صعود میکنند معمولاً برای رسیدن به گهر از مسیر آبادی تیان حرکت میکنند. برای رفتن از مسیر تیان میتوان از راهآهن تهران-خرمشهر استفاده کرد و در ایستگاه دربند از قطار پیاده شد. گهر يكى از زيباترين درياچه هاى ايران است كه با حدود يك و نيم كيلومتر طول و 400 تا800 متر عرض و 4تا۲۸ متر عمق در ۳۳ كيلومترى جنوب شرقى دورود با ارتفاع 2350متر از سطح دريا در ميان منطقه حفاظت شده «اشترانكوه» واقع شده است. طبيعت اين منطقه به خصوص در بهار و تابستان بسيار زيبا است. گهر به احتمال زياد در اثر وقوع يك زمين لرزه بزرگ به وجود آمده است. اين درياچه بر روى گسل اصلى امروزى زاگرس قرار دارد. بنابراين اين درياچه احتمالاً در اثر جنبش گسل دورود و رويداد يك زمين لغزش- سنگ ريزش تشكيل شده.
درياچه گهر زيستگاه مناسبى براى آبزيان و ديگر حيوانات وحشى است كه ساحل آن به جز قسمت مدخل درياچه كه ساحلى ماسه اى دارد و به تدريج عميق مى شود در كليه نقاط داراى ساحلى صخره اى است كه براى شنا مناسب نيست. در قسمت پايين درياچه، جنگلى انبوه وجود دارد كه متاسفانه در شرف نابودى است. در قسمت بالاى درياچه نيز كه داراى ساحلى ماسه اى است جنگلى انبوه وجود دارد كه اين جنگل هم در معرض خطر است. از قسمت بالا، جوى آبى به درياچه مى ريزد كه ادامه آن به درياچه اى ديگر منتهى مى شود. با حدود ۴۰ دقيقه پياده روى مى شود به اين درياچه (گهر دوم يا گهر پايين) رسيد كه يكى از زيباترين پدیده های طبيعى است. عمق آن كم است و ماهيان كف درياچه را با كمى دقت مى شود به خوبى ديد. منطقه حفاظت شده اشترانكوه علاوه بر درياچه زيباى گهر، تونل برفى كمندان، پريزكوه، چشمه وقت ساعت و دره اسپر را نيز دربرمى گيرد. اين منطقه ۹۸ هزار هكتار وسعت دارد و يكى از مهمترين منابع طبيعى ايران به شمار مى آيد. دسترسى به اين درياچه از طريق شهر دورود امكان پذير است. از راه بربرود در اليگودرز نيز مى توان به اين درياچه رفت.تير و مرداد بهترين زمان سفر به اين درياچه است. با توجه به گستردگى منطقه و ديدنى هاى بى شمار آن برنامه سفر بايد دست كم سه روزه باشد. يکی از دره های بسيار زيبا اطراف درياچه گهر به دره نگار معروف است که پوشيده از شقايق های رنگی و لاله واژگون است . زیبا ترین دشت لاله واژگون دنیادر روستایی به نام گَشان در دامنه قالی کوه الیگودرز است این روستا در دامنه ۴۰۰۰ متری قالی کوه قرار دارد و یکی از زبیاترین روستاهای ایران است از جاهاي دیدنی این روستا می توان به چشمه عسلی،هفت چشمه،مزارع بید اشاره کرد.سالانه تعداد زیادی گردش گر خارجی و داخلی از این روستا دیدن می کنند.
امروز دوشنبه بیستم خرداد ماه است. بسیار لذت بخش است که صبح و قتی از خواب بیدار می شوی هوای پاک کوهستان را استنشاق کنی و منظره زیبای دریاچه گهر مقابل چشمانت باشد. صبحانه خامه و عسل خوردیم. اینجور جاها آدم حسابی اشتهایش باز می شود خیلی بهمان چسبید. حدود ساعت 10 بود که یک گروه سه نفره دیگر از راه رسیدند و کنار ما چادر زدند. تقریبا 50 تا 55 ساله به نظر می رسیدند ولی خیلی مجهز آمده بودند. دو خر و یک قاطر بارهایشان را آورده بود. می گفتند می خواهند یک هفته بمانند. بعد که بیشتر با ایشان آشنا شدیم فهمیدیم که از سالهای دور به این مکان می آمده اند. یکی از آنها می گفت اولین بار سال 57 به دریاچه آمده و آن زمان امکانات رفاهی وجود نداشت و طبیعت بسیار زیباتر و بکرتری نسبت به امروز داشته.
بعد از صرف صبحانه تصمیم گرفتیم از طبیعت اطراف دیدن کنیم. محل اقامت ما در نقطه ابتدای دریاچه بود. از حاشیه دریاچه به قصد انتهای آن به راه افتادیم. طول دریاچه را به مدت 20 دقیقه طی کردیم. حاشیه دریاچه بسیار زیبا و دیدنی است.



در جای جای مسیر، در قسمتهایی که عمق آب ساحل بیشتر می شود عده ای مشغول ماهیگیری بودند. بعضی ها هم با قایق های بادی به قایقرانی در دریاچه می پرداختند. بعضی از قسمتها، راه بسیار باریک و مشکل می شود و باید با احتیاط از آنجا عبور کرد.

در انتهای دریاچه به جنگل زیبایی رسیدیم. عده نسبتا زیادی آنجا بودند. این قسمت از دریاچه زیباتر و بکرتر می باشد ولی برای اقامت شبانه زیاد امن نیست. معمولا گردشگران صبح به این قسمت می آیند و بعد از ظهر بر می گردند.گفته می شد به فاصله حدود 40 دقیقه پیاده روی، دریاچه دیگری که به دریاچه دوم معروف است واقع شده. دریاچه دوم خیلی کوچکتر از دریاچه اول است و البته تقریبا خشک شده و به بیشه زاری تبدیل شده است. همانجا ماندیم و زیر سایه درختان در کنار دریاچه نشستیم. آرامش عجیبی داشت و خلاصه کلی کیف کردیم.


ساعت تقریبا 1 و نیم بعد از ظهر بود و باد خنکی می وزید. کمی سردمان شده بود! برای صرف ناهار به سمت دریاچه اول حرکت کردیم. قبل از ناهار تصمیم گرفتیم تنی به آب بزنیم. آب فوق العاده سرد بود باد خنکی هم می وزید. 10 دقیقه ای در آب دریاچه شنا کردیم. بعد از ظهر هم با قایق گروه همسایه مان گشتی در دریاچه زدیم تا سفرمان به دریاچه گهر به یاد ماندنی تر شود.
شب برای خرید از فروشگاه، چراغ قوه را برداشتم و به همراه امین به سمت فروشگاه رفتیم. فروشگاه حدود 300 متر فاصله داشت. 100 متر مانده به فروشگاه ناگهان حرکت موجوداتی توجهمان را جلب کرد. نور چراغ قوه را که به آن سمت انداختم متوجه شدیم گله ای 30 – 40 تایی از گراز ها نزدیکمان شده اند. تقریبا 20 متری ما بودند. اول کمی جا خوردیم و بعد خیلی سریع خودمان را به فروشگاه رساندیم. از صاحب فروشگاه که پرسیدیم گفت که گرازها حمله نمی کنند ولی بهتر است با فاصله 10 – 15 متری از آنها حرکت کنید. اگر هم به شما نزدیک شدند به سمت آنها نور بیندازید و سنگ پرتاب کنید. بعد از خرید، در راه بازگشت گرازها کمی نزدیکتر آمده بودند و صدای خرخرشان به وضوح شنیده می شد. نور چراغ قوه را به سمتشان گرفتم. خیلی سریع دور شدند و ما به سمت چادر حرکت کردیم.
فردا صبح زود می خواهیم دریاچه گهر را ترک کنیم. به همین دلیل شب زودتر خوابیدیم و صبح زود روز سه شنبه بیست و یکم خرداد پس از صرف صبحانه به راه افتادیم. هوا خنک بود و پیاده روی لذت بخش. مسیر بازگشت را سریعتر طی کردیم.

بعد از سه و نیم ساعت پیاده روی به ایستگاه چشمه خرم رسیدیم. بعد از کمی استراحت با ماشین به سمت دورود حرکت کردیم. حسابی خسته بودیم، بعد از صرف ناهار چند ساعتی استراحت کردیم و بعد دورود را به قصد شهرکرد ترک کردیم.
حدود ساعت 7 و نیم به شهرکرد رسیدیم. فاصله دورود تا شهرکرد تقریبا 310 کیلومتر است. شهرکرد شهری زیباست و آرام که معروف است به بام ایران. یکی دو ساعتی که در شهر گشتیم متوجه شدیم مردمی خونگرم و مهمان نواز دارد. در پارکی که مسافران زیادی چادر زده بودند به نام پارک لاله توقف کردیم. همانجا چادر را برپا کردیم. بعد از کمی استراحت و صرف شام مطالب و عکسهای روزهای گذشته را برای وبلاگ آماده کردم. خستگی پیاده روی صبح و رانندگی بعد از ظهر باعث شد که شب زودتر به مأمن خود یعنی چادر پناه ببریم.
+ نوشته شده توسط حسین در پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387 و ساعت
23:41 |