X
تبلیغات
ســفـرنامه تصویری
امروز چهار شنبه بیست و دوم خرداد ماه یکهزار و سیصد و هشتاد و هفت می باشد. چهاردهمین روز سفر را آغاز کرده ایم. شهرکرد و کلا استان چهارمهال و بختیاری اماکن دیدنی و تفریحی زیادی دارد. به خصوص طبیعت اطراف شهر بسیار زیبا و دیدنی است. یکی از بارزترین آنها پلی است قدیمی بر روی رودخانه زاینده رود به نام پل زمانخان. پل زمانخان در نزدیکی یکی از شهرهای استان به نام سامان واقع شده است. برنامه مان این است که ناهار را آنجا صرف کنیم. تا ظهر دو ساعتی وقت داشتیم. برای پیدا کردن کافی نت گشتی در شهر زدیم. شهر شلوغ به نظر می رسید و بعضی خیابان ها را بسته بودند علت را که جویا شدیم متوجه شدیم که آقای دکتر محمود احمدی نژاد به شهرکرد آمده به هر صورت کافی نتی پیدا کردیم  و مطالب جدید را به وبلاگ منتقل کردم. حدود ساعت 12 و نیم به سمت پل زمانخان به راه افتادیم. تقریبا 25 دقیقه در راه بودیم.

شهرکرد
شَهرکُرد مرکز شهرستان شهرکرد و استان چهارمحال و بختیاری و در ۹۸ کیلومتری جنوب غربی اصفهان قرار گرفته‌است. نام پیشین آن دِهْکُرد است.
شهرکرد مرتفع‌ترین شهر ایران است و به همین خاطر به «بام ایران» معروف است. زمستانی سردو برفی و تابستانی مطبوع و خنک دارد. این شهر مرکز استان چهارمحال و بختیاری است.
با نگاه به کتاب قوم لر نوشته دکتر سکندر امان اللهی بهاروند ساکنان دهکرد و یا شهرکرد کنونی بختیاری لر بوده‌اند و البته زبان آنان نیز لغات و اصطلاحات بختیاری فراوان دارد.البته زبان به تنهایی نژاد مردم را در مناطق مختلف مشخص نمی‌کند. چرا که مثلاً در حومه همین شهر، مردم شهر کیان یا شهرک قدیم کلاً به ترکی تکلم می‌کنند. و یا مردم چالشتر در نزدیکی همین شهر و در همین شهرستان به فارسی حرف می‌زنند،ولی نزدیک به ۷۰٪ این شهر را مردم بختیاری بخصوص مردم محال میزدج(شهرستان فارسان)از جمله اهالی روستاهای چلیچه،گوشه،گوجان،فیل آبادو...تشکیل می‌دهد. بنابراین رجوع به زبان برای اثبات خاستگاه یک قوم کافی به نظر نمی‌رسد.این نکته نیز قابل توجه است که شهرکرد به دلیل مرکزیت استان اقوام مختلفی را به دلایل اجتماعی سیاسی در بر گرفته است که هیچ ربطی به نژاد مردم شهرکرد ندارد.از طرفی از لحاظ شرایط بدنی و ظاهر مردم شهرکرد تفاوتی آشکار با لر ها دارند که این نیز دلیلیبر جدا بودن نژادشان از لرها است
زبان مردمان شهرکرد فارسی است که واژه‌های لری و بختیاری فراوان دارد. چند مثال از واژه‌های دهکردی: «وَخی» از مصدر(وَخسادن)، «بجُور» از (مصدر «جُستن). «اُشناری» به معنی (راه آب)، اما امروزه اهالی بسیاری از شهرهای این شهرستان مانند سامان، بن، شهر ِکیان (شهرک قدیم، تغییر نام شهرک و تبدیل آن به شهر کیان در سال 1374 انجام شد) و طاقانک به زبان ترکی نزدیک به ترکی قشقایی تکلم می‌کنند.لازم به ذکر است که مردم اصیل شهرکرد دارای لهجه ای خاص و به احتمالی دارای زبان خاصی بوده اند که در طول تاریخ با توجه به موقعیت ارتباطی با اقوام لر موجود در استان دستخوش تغییر و رسوخ کلمات لری به این زبان یا لهجه شده است
برخی نقاط دیدنی :
- قلعه سئوده
- قلعه دزک
- پیست اسکی گردنه خلک سورشجان
- پل زمانخان
- قلعه صمصام  السلطنه
- اتاق آیینه شهرکرد
- سد زاینده رود

 پل زمانخان در منطقه ای خوش آب و هوا چسبیده به شهر سامان واقع شده است. حاشیه اطراف پل و رودخانه کاملا فضا سازی شده است برای اقامت و استراحت گردشگران. به نظر می رسد کل منطقه در حال تبدیل شدن به منطقه ای گردشگری و توریستی می باشد. اطراف رودخانه در حال ساخت و ساز بوده و کارگران مشغول محوطه سازی و خیابان کشی می باشند و جا به جا خانه های ویلایی و مجتمع های تفریحی در دست احداث می باشد. حدود ساعت یک کنار رودخانه مستقر شدیم که تازه متوجه شدیم هیچ غذا فروشی یا رستورانی در آنجا وجود ندارد. به ناچار به شهر سامان رفتیم و پس از تهیه ناهار بازگشتیم.

پل زمانخان
پل تاریخی زمانخان در مجاورت شهر سامان در استان چهارمحال و بختیاری واقع شده است. تفکر اولیه ساخت پل در این مکان به دوره ساسانیان برمی گردد. این پل به دستور زمان‌خان یکی از سران ایل قشقایی که زمانی دامنه کوچ آنها تا منطقه می رسید بر روی رودخانه زاینده‌رود احداث گردید. دهکده سیاحتی زاگرس که دارای واحدهای اقامتی و مشرف به زاینده رود و پل زمانخان است در مجاورت این پل بنا شده است. قرار گرفتن این پل بر روی آبهای زاینده رود و وجود مناظر طبیعی چشمگیر اطراف در کنار اقدامات عمرانی انجام شده، این منطقه را به یکی از قطب های گردشگری استان چهارمحال و بختیاری تبدیل کرده است.

اطراف رودخانه تماما درختکاری شده و سکوهایی برای مسافران تعبیه شده است. در کل جای خوب و دلنشینی است به خصوص امروز که تعطیل نیست و حسابی خلوت است. بعد از ظهر می خواهیم به سمت یاسوج حرکت کنیم. بعد از صرف ناهار استراحتی کردیم و ساعت 3 و نیم به سمت شهرکرد به راه افتادیم. پس از سوخت گیری شهرکرد را ترک کرده به سمت یاسوج حرکت کردیم. برنامه مان این بود که بعد از رسیدن به یاسوج اگر برای ادامه راه خسته نبودیم به سمت برازجان حرکت کنیم در غیر این صورت شب را یاسوج بمانیم و صبح به سمت برازجان برویم. شهرکرد تا یاسوج را من رانندگی کردم و بهرنگ استراحت کرد. تقریبا 3 ساعت نیم طول کشید. حدود ساعت 8 به یاسوج رسیدیم و چون بهرنگ آماده رانندگی بود پس از توقف کوتاهی راه خود را به سمت برازجان ادامه دادیم. احساس خاصی است وقتی آدم به وطن خود نزدیک می شود دوست دارد زودتر برسد. حوالی نورآباد نیم ساعتی برای صرف شام توقف کردیم و تقریبا ساعت 12 شب بود که به برازجان رسیدیم.

 سفر 14 روزه ما پس از طی مسافت تقریبا 4900 کیلومتر از خاک ایران همزمان با به پایان رسیدن روز چهارشنبه بیست و دوم خرداد، به پایان رسید.


سفری یه یادماندنی بود و به هر سه نفرمان بسیار خوش گذشت و تجربیات ارزشمندی کسب کردیم.

شاد و پیروز و سلامت باشید.

+ نوشته شده توسط حسین در جمعه بیست و چهارم خرداد 1387 و ساعت 23:9 |
امروز یکشنبه نوزدهم خرداد ماه یکهزار و سیصد و هشتاد و هفت می باشد. به هیجان انگیز ترین بخش ایرانگردی خود رسیده ایم. می خواهیم به دریاچه گهر (نگین اشترانکوه) برویم. دریاچه ای که از منحصربفردترین تفرجگاههای طبیعی ایران به شمار می رود و همه ساله گردشگران و کوهنوردان زیادی را از اقصی نقاط ایران و حتی جهان به خود جذب می کند.
شب قبل مواد غذایی و وسایل مورد نیاز خود را آماده کرده بودیم. انواع کنسروجات، میوه، چادر، کیسه خواب، لباس گرم، روشنایی، زیرانداز، کلاه و ...
صبح بعد از صرف صبحانه مفصل و مقوی به سمت دریاچه گهر حرکت کردیم. بعد از طی مسافت 20 کیلومتری با ماشین به ایستگاهی رسیدیم به نام چشمه خرم. چند کیلومتر اول، جاده دارای پیچهای تند و خطرناک و سربالایی می باشد. بعد از آن جاده کمی هموارتر می شود و چند کیلومتر پایانی مسیر مجددا سربالایی و پیچهای خطرناک دارد.

 حدودا نیم ساعت در راه بودیم. ماشین را همانجا در پارکینگ چشمه خرم پارک کردیم. بعد یک خر کرایه کردیم و وسایل را تحویل دادیم و خودمان به راه افتادیم. یکی از کوله ها را خودمان برداشتیم و مقداری وسایل مورد نیاز بین راه را همراه خود بردیم (آب معدنی، بیسکوییت، شکلات و میوه).


راه درازی در پیش داشتیم. اوائل مسیر دارای سربالایی و سرازیری های متناوب و با شیب کمی بود، به همین دلیل خیلی راحت طی شد. 5 دقیقه ای هم بین راه استراحت کردیم. پس از گذشت 1 ساعت به منطقه ای رسیدیم به نام پنبه کار، استراحتگاهی بود و دکه ای که آب معدنی، دلستر، رانی، چای و ... به فروش می رساند. یک آب معدنی خنک خریدیم به قیمت 500 تومان و بعد از استراحت کوتاهی به راهمان ادامه دادیم.

دقیقا بعد از ایستگاه پنبه کار به یک سرازیری با شیب تند رسیدیم. راه تا مسافت خیلی زیادی مشخص بود. به نظر می رسید تا انتهای نقطه ای از راه که دیده می شد یک و نیم الی دو ساعت طول بکشد. حدودا یک ساعت طول کشید تا سرازیری را طی کردیم البته بین راه دقایقی هم استراحت می کردیم.

بعد از سرازیری به دره ای رسیدیم که چشمه آبی در آن جاری بود. این بخش از مسیر زیبا و سرسبز است. کنار چشمه نیز استراحتگاه و پاسگاه نیروی انتظامی جهت حفظ امنیت راه واقع شده است. آب این چشمه بسیار خنک و قابل شرب می باشد.20 دقیقه ای استراحت کردیم و آبی به سر و روی خود زدیم و بعد به راه خود ادامه دادیم. حدود 45 دقیقه از مسیر، کف دره بود و هموار و سرسبز. این قسمت خیلی راحت طی شد تا به یک سربالایی رسیدیم.

به نظر می رسید دریاچه بعد از این سربالایی باشد. حدودا 20 دقیقه ای طول کشید تا سربالایی را رد کردیم. بعد از آن 10 دقیقه که رفتیم از دور یک دکل مخابراتی بالای تپه ای نمایان شد و حکایت از آن داشت که ما به دریاچه رسیده ایم. اطراف دریاچه کاملا فضا سازی شده بود. دکه ای بود که مواد غذایی به فروش می رساند(البته با قیمتهای 2 – 3 برابر) پاسگاه نیروی انتظامی نیز امنیت منطقه را تامین می کند. جالب اینکه برق منطقه همه توسط باطریهای خورشیدی تامین می شود و دکل مخابراتی هم مربوط به تلفن همراه می باشد. وارد محدوده دریاچه که شدیم آنتن تلفنها کاملا پر شد. بعد از عبور از محوطه ورودی کم کم جلوه زیبای دریاچه گهر نمایان می گردد. دریاچه ای آبی و آرام در دل کوههای اشترانکوه. واقعا رویایی و وصف ناپذیر است.

 

حاشیه دریاچه درختکاری شده، ابتدا گشتی کنار دریاچه زدیم و یکی از درختان را که سایه مناسبی داشت انتخاب کردیم. ساعت 2 بعد از ظهر بود حدودا 4 ساعت در راه بودیم. 3 ساعت پیاده روی  و جمعا 1 ساعت استراحت کرده بودیم. چادر را برپا کردیم و چون خیلی خسته بودیم 2- 3 ساعتی زیر سایه درخت در ساحل دریاچه استراحت کردیم. هوا عالی بود و حسابی خستگی راه را از تن به در کردیم.


خوشبختانه خیلی خلوت بود. جز ما 4- 5 گروه دیگر کنار دریاچه چادر زده بودند. البته گفته می شد چند روز گذشته به دلیل تعطیلات چند روزه حدود 7000 نفر به دریاچه آمده بودند! این موضوع متاسفانه از بقایای زباله هایی که در کل منطقه ریخته شده بود مشخص بود. چند نفر از مامورین محیط زیست که همانجا پایگاهی دارند مشغول جمع آوری و سوزاندن زباله ها بودند.
بعد از ظهر گشتی در کل منطقه زدیم. علاوه بر زیباییهایی که خود دریاچه دارد طبیعت اطراف آن نیز بسیار چشم نواز است. دریاچه گهر  و طبیعت پیرامونی آن منطقه ای حفاظت شده می باشد و زیستگاه جانوران و پرندگان مختلفی از جمله گراز و بز کوهی است. در خود دریاچه نیز نوعی ماهی قزل آلا زندگی می کند. ماهیگیری با تور ممنوع است ولی ماهیگیری توسط قلاب با اخذ مجوز از نگهبانی محیط زیست مستقر در کنار دریاچه آزاد می باشد.


از امکانات رفاهی نیز می توان به آب لوله کشی شده قابل شرب، سرویس بهداشتی و فروشگاه اشاره کرد. فروشگاه انواع کنسروجات، نوشابه، دوغ، ماءالشعیر، رانی، تخم مرغ، پفک، بیسکوییت و ... به فروش می رساند. البته نان نداشت! با توجه به قیمت بالای اجناس بهتر است که مواد غذایی مورد نیاز قبلا تهیه شود.
هوا آرام آرام داشت تاریک می شد و رو به سردی می رفت. نسیم ملایمی وزیدن گرفته بود و هوای سرد روی آب دریاچه را با خود به ساحل می آورد. مقداری هیزم جمع کردیم و آتشی فراهم ساختیم. شام را هم بیرون از چادر، در کنار آتش صرف کردیم. شب سردی بود ولی تا دیر وقت بیدار بودیم. بعد از آن هم به لطف گرمای کیسه خواب، با صدای امواج آرام دریاچه به خوابی عمیق فرو رفتیم.

دریاچه گَهَر
دریاچه گَهَر در میان رشته کوه اشترانکوه در استان لرستان ایران و در ارتفاع 2350 متری از سطح دریا در قرار دارد. این دریاچه که به نگین اشترانکوه معروف است یکی از زیباترین دریاچه‌های طبیعی ایران به شمار می‌رود.
این دریاچه از لحاظ زیست بوم و محیط طبیعی اهمیت زیادی دارد و به علت نداشتن راه ماشین رو تا حد زیادی از خرابی و آلودگی به دست انسان به دور مانده است.
دسترسی به این دریاچه از طریق شهر دورود امکان‌پذیر است. از راه بربرود در الیگودرز نیز می‌توان به این دریاچه سفر کرد. البته مسیری که از الیگودرز به گهر می‌رسد زیباتر ولی مشکل‌تر است. کوهنوردانی که به قله‌های اشترانکوه صعود می‌کنند معمولاً برای رسیدن به گهر از مسیر آبادی تیان حرکت می‌کنند. برای رفتن از مسیر تیان می‌توان از راه‌آهن تهران-خرمشهر استفاده کرد و در ایستگاه دربند از قطار پیاده شد. گهر يكى از زيباترين درياچه هاى ايران است كه با حدود يك و نيم كيلومتر طول و 400 تا800 متر عرض و 4تا۲۸ متر عمق در ۳۳ كيلومترى جنوب شرقى دورود با ارتفاع 2350متر از سطح دريا در ميان منطقه حفاظت شده «اشترانكوه» واقع شده است. طبيعت اين منطقه به خصوص در بهار و تابستان بسيار زيبا است. گهر به احتمال زياد در اثر وقوع يك زمين لرزه بزرگ به وجود آمده است. اين درياچه بر روى گسل اصلى امروزى زاگرس قرار دارد. بنابراين اين درياچه احتمالاً در اثر جنبش گسل دورود و رويداد يك زمين لغزش- سنگ ريزش تشكيل شده.
درياچه گهر زيستگاه مناسبى براى آبزيان و ديگر حيوانات وحشى است كه ساحل آن به جز قسمت مدخل درياچه كه ساحلى ماسه اى دارد و به تدريج عميق مى شود در كليه نقاط داراى ساحلى صخره اى است كه براى شنا مناسب نيست. در قسمت پايين درياچه، جنگلى انبوه وجود دارد كه متاسفانه در شرف نابودى است. در قسمت بالاى درياچه نيز كه داراى ساحلى ماسه اى است جنگلى انبوه وجود دارد كه اين جنگل هم در معرض خطر است. از قسمت بالا، جوى آبى به درياچه مى ريزد كه ادامه آن به درياچه اى ديگر منتهى مى شود. با حدود ۴۰ دقيقه پياده روى مى شود به اين درياچه (گهر دوم يا گهر پايين) رسيد كه يكى از زيباترين پدیده های طبيعى است. عمق آن كم است و ماهيان كف درياچه را با كمى دقت مى شود به خوبى ديد. منطقه حفاظت شده اشترانكوه علاوه بر درياچه زيباى گهر، تونل برفى كمندان، پريزكوه، چشمه وقت ساعت و دره اسپر را نيز دربرمى گيرد. اين منطقه ۹۸ هزار هكتار وسعت دارد و يكى از مهمترين منابع طبيعى ايران به شمار مى آيد. دسترسى به اين درياچه از طريق شهر دورود امكان پذير است. از راه بربرود در اليگودرز نيز مى توان به اين درياچه رفت.تير و مرداد بهترين زمان سفر به اين درياچه است. با توجه به گستردگى منطقه و ديدنى هاى بى شمار آن برنامه سفر بايد دست كم سه روزه باشد. يکی از دره های بسيار زيبا اطراف درياچه گهر به دره نگار معروف است که پوشيده از شقايق های رنگی و لاله واژگون است . زیبا ترین دشت لاله واژگون دنیادر روستایی به نام گَشان در دامنه قالی کوه الیگودرز است این روستا در دامنه ۴۰۰۰ متری قالی کوه قرار دارد و یکی از زبیاترین روستاهای ایران است از جاهاي دیدنی این روستا می توان به چشمه عسلی،هفت چشمه،مزارع بید اشاره کرد.سالانه تعداد زیادی گردش گر خارجی و داخلی از این روستا دیدن می کنند.

 

امروز دوشنبه بیستم خرداد ماه است. بسیار لذت بخش است که صبح و قتی از خواب بیدار می شوی هوای پاک کوهستان را استنشاق کنی و منظره زیبای دریاچه گهر مقابل چشمانت باشد. صبحانه خامه و عسل خوردیم. اینجور جاها آدم حسابی اشتهایش باز می شود خیلی بهمان چسبید. حدود ساعت 10 بود که یک گروه سه نفره دیگر از راه رسیدند و کنار ما چادر زدند. تقریبا 50 تا 55 ساله به نظر می رسیدند ولی خیلی مجهز آمده بودند. دو خر و یک قاطر بارهایشان را آورده بود. می گفتند می خواهند یک هفته بمانند. بعد که بیشتر با ایشان آشنا شدیم فهمیدیم که از سالهای دور به این مکان می آمده اند. یکی از آنها می گفت اولین بار سال 57 به دریاچه آمده و آن زمان امکانات رفاهی وجود نداشت و طبیعت بسیار زیباتر  و بکرتری نسبت به امروز داشته.
بعد از صرف صبحانه تصمیم گرفتیم از طبیعت اطراف دیدن کنیم. محل اقامت ما در نقطه ابتدای دریاچه بود. از حاشیه دریاچه به قصد انتهای آن به راه افتادیم. طول دریاچه را به مدت 20 دقیقه طی کردیم. حاشیه دریاچه بسیار زیبا و دیدنی است.

در جای جای مسیر، در قسمتهایی که عمق آب ساحل بیشتر می شود عده ای مشغول ماهیگیری بودند. بعضی ها هم با قایق های بادی به قایقرانی در دریاچه می پرداختند. بعضی از قسمتها، راه بسیار باریک و مشکل می شود و باید با احتیاط از آنجا عبور کرد.

 در انتهای دریاچه به جنگل زیبایی رسیدیم. عده نسبتا زیادی آنجا بودند. این قسمت از دریاچه زیباتر و بکرتر می باشد ولی برای اقامت شبانه زیاد امن نیست. معمولا گردشگران صبح به این قسمت می آیند و بعد از ظهر بر می گردند.گفته می شد  به فاصله حدود 40 دقیقه پیاده روی، دریاچه دیگری که به دریاچه دوم معروف است واقع شده. دریاچه دوم خیلی کوچکتر از دریاچه اول است و البته تقریبا خشک شده و به بیشه زاری تبدیل شده است. همانجا ماندیم و زیر سایه درختان در کنار دریاچه نشستیم. آرامش عجیبی داشت و خلاصه کلی کیف کردیم.

 ساعت تقریبا 1 و نیم بعد از ظهر بود و باد خنکی می وزید. کمی سردمان شده بود! برای صرف ناهار به سمت دریاچه اول حرکت کردیم. قبل از ناهار تصمیم گرفتیم تنی به آب بزنیم. آب فوق العاده سرد بود باد خنکی هم می وزید. 10 دقیقه ای در آب دریاچه شنا کردیم. بعد از ظهر هم با قایق گروه همسایه مان گشتی در دریاچه زدیم تا سفرمان به دریاچه گهر به یاد ماندنی تر شود. 
شب برای خرید از فروشگاه، چراغ قوه را برداشتم و به همراه امین به سمت فروشگاه رفتیم. فروشگاه حدود 300 متر فاصله داشت. 100 متر مانده به فروشگاه ناگهان حرکت موجوداتی توجهمان را جلب کرد. نور چراغ قوه را که به آن سمت انداختم متوجه شدیم گله ای 30 – 40 تایی از گراز ها نزدیکمان شده اند. تقریبا 20 متری ما بودند. اول کمی جا خوردیم و بعد خیلی سریع خودمان را به فروشگاه رساندیم. از صاحب فروشگاه که پرسیدیم گفت که گرازها حمله نمی کنند ولی بهتر است با فاصله 10 – 15 متری از آنها حرکت کنید. اگر هم به شما نزدیک شدند به سمت آنها نور بیندازید و سنگ پرتاب کنید. بعد از خرید، در راه بازگشت گرازها کمی نزدیکتر آمده بودند و صدای خرخرشان به وضوح شنیده می شد. نور چراغ قوه را به سمتشان گرفتم. خیلی سریع دور شدند و ما به سمت چادر حرکت کردیم.
فردا صبح زود می خواهیم دریاچه گهر را ترک کنیم. به همین دلیل شب زودتر خوابیدیم و صبح زود روز سه شنبه بیست و یکم خرداد پس از صرف صبحانه به راه افتادیم. هوا خنک بود و پیاده روی لذت بخش. مسیر بازگشت را سریعتر طی کردیم.

بعد از سه و نیم ساعت پیاده روی به ایستگاه چشمه خرم رسیدیم. بعد از کمی استراحت با ماشین به سمت دورود حرکت کردیم. حسابی خسته بودیم، بعد از صرف ناهار چند ساعتی استراحت کردیم و بعد دورود را به قصد شهرکرد ترک کردیم.
حدود ساعت 7 و نیم به شهرکرد رسیدیم. فاصله دورود تا شهرکرد تقریبا 310 کیلومتر است. شهرکرد شهری زیباست و آرام که معروف است به بام ایران. یکی دو ساعتی که در شهر گشتیم متوجه شدیم مردمی خونگرم و مهمان نواز دارد. در پارکی که مسافران زیادی چادر زده بودند به نام پارک لاله توقف کردیم. همانجا چادر را برپا کردیم. بعد از کمی استراحت و صرف شام مطالب و عکسهای روزهای گذشته را برای وبلاگ آماده کردم. خستگی پیاده روی صبح و رانندگی بعد از ظهر باعث شد که شب زودتر به مأمن خود یعنی چادر پناه ببریم. 

 

+ نوشته شده توسط حسین در پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387 و ساعت 23:41 |
امروز شنبه هجدهم خرداد ماه است. دیشب در یکی از پارکهای همدان چادر زدیم و استراحت کردیم. امروز می خواهیم از یکی از دیدنی ترین جاذبه های طبیعی ایران که شهرت جهانی دارد دیدن نماییم. غار علیصدر بزرگترین غار آبی جهان است که هر چند بار که از آن دیدن کنی باز هم تازگی و جذابیت خاص خودش را دارد. شهر همدان دیشب خیلی شلوغ بود و احتمال می دادیم که عده زیادی از مسافران امروز به غار علیصدر خواهند رفت به همین خاطر صبح خیلی زود از خواب بیدار شدیم. فاصله همدان تا غار علیصدر 75 کیلومتر می باشد.

همدان
همدان یکی از شهر های غربی و کوهستانی ایران می باشد که در استان همدان و در دامنه کوه الوندواقع شده است. همدان یکی از شهرهای تاریخی-فرهنگی و توریستی ایران به شمار می رود. این شهر در سیصد و شصت کیلومتری جنوب غربی تهران، در ارتفاع ۱۸۰۰ متری از سطح دریا قرار دارد. جمعیت این شهر طبق سرشماری سال ۱۳۸۵ مرکز آمار ایران برابر با ۴۷۳٬۱۴۹ نفر بوده است.
میدان مرکزی (میدان امام خمینی) این شهر توسط مهندسان آلمانی طراحی شده و به نقشه شعاعی معروف است که ۶ خیابان اصلی بطور موازی به میدان اصلی شهر وصل شده و بلوارها بصورت رینگهای اول و دوم آنها را منقطع کرده که در نوع خود کم نظیر است و در ابتدای هر خیابان اصلی دو گنبد نقره‌ای رنگ به تعداد ۱۲ گنبد بنام هر یک از امامان شیعه تعبیه شده‌است.
همدان، اولین پایتخت نخستین تشکیلات حکومتی در ایران بوده، که در آن دوره هگمتانه نامیده می‌شده‌است.
آثار مکشوفه از تپه باستانی هگمتانه و نیز کتیبه‌های گنج نامه آثاری از آن زمان می‌باشند. آثار تاریخی، فرهنگی متعدد موجود در همدان، موجب شد تا در جلسه مورخ ۱۳۷۰/۲/۲ شورای عالی شهرسازی و معماری کشور، همدان به عنوان یکی از شش شهر تاریخی، فرهنگی کشور شناخته شود.
شهرستان همدان با وسعتی حدود ۴۱۱۸ کیلومتر مربع، از خط الراس رشته کوه الوند تا مرزهای شرقی استان کشیده شده‌است.
شرقی‌ترین نقطه این شهرستان ۴۹ درجه و ۲۷ دقیقه غربی‌ترین آن ۴۸ درجه و ۲۰ دقیقه از نصف النهار گروینچ فاصله دارد و در حد فاصل ۳۴ درجه و ۳۵ دقیقه، تا ۳۵ درجه عرض شمالی واقع شده‌است. شهرستان همدان، از شمال به شهرستان‌های رزن و کبودرآهنگ، از جنوب به تویسرکان و ملایر، از شرق به استان مرکزی و از غرب به شهرستان بهار محدود می‌شود.
در جنوب شهرستان همدان، ارتفاعات کوهستان الوند قرار دارد، که خط الراس این ارتفاعات مرز طبیعی شهرستان‌های همدان و تویسرکان را تشکیل می‌دهد و دشت‌های همدان، قهاوند، دشت نشر و قسمتی از دشت رزن - فامنین در حد فاصل این ارتفاعات قرار گرفته‌اند.
آثار تاریخی
آرامگاه بوعلی سینا دانشمند و طبیب نامی ایرانی - آرامگاه باباطاهر - گنبد علویان - بقعه استرومرخای- برج قربان - تپه هگمتانه - غار علی‌صدر-کتیبه‌های گنجنامه- مجسمه شیر سنگی - بازار همدان- قبر اسکندر -مسجدجامع همدان-کلیسای پروتستان-کلیسای رافاییل -خانه شهبازیان-میدان امام خمینی-قلعه دختر(قیزقلعه سی)-تپه پیسا-تپه مصلی-عمارت باغ نظر-گورستان پارتی- بقعه خضر-آرامگاه عارف قزوینی-سرای قلمدانی.


 حدود ساعت 7 و نیم به غار رسیدیم. پارکینگ بزرگ غار علیصدر مملو از ماشین بود و عده زیادی شب قبل را آنجا مانده بودند.خیلی سریع برای تهیه بلیط اقدام کردیم. قیمت بلیط ورودی غار 3500 تومان بود. خوشبختانه در صف ورود به غار زیاد معطل نشدیم. حدودا نیم ساعت با قایق داخل غار گردش کردیم. دفعه پیش که به غار علیصدر رفته بودیم 2 ساعت داخل غار بودیم. ظاهرا به دلیل ازدحام جمعیت بازدیدکنندگان، بخشهایی از غار را از مسیر گردشگری حذف کرده بودند. با این وجود خیلی لذت بردیم. آدم وقتی وارد این غار رویایی می شود احساس می کند وارد دنیای دیگری شده. قدم به قدم مسیر غار جذاب و حیرت انگیز است. دمای داخل غار در تمام طول سال ثابت و حدود 12 درجه است. آب داخل غار بدون بو و مزه بوده و هیچ موجود زنده ای در آن زندگی نمی کند.مسیر غار بسیار پیچ در پیچ و طولانی بوده و تا به امروز انتهای آن کشف نشده است. از این مسیرهای تو در تو تنها بخشی از آن برق رسانی شده و در بخشهایی پروژوکتورهایی تعبیه شده که بازدید گردشگران را امکان پذیر می سازد.

 


غار علی‌صدر
غار علی‌صدر یکی از غارهای عمیق جهان است. این غار در استان همدان واقع شده. محوطه غار دالانهای پیچ در پیچ ودهلیز های متعددی دارد از مجموعه رشته آبها ،دریاچه بزرگی در درون غار بوجود آمده وآب داخل غار بسیار زلال است. از این رو نفوذ به عمق غار تنها با قایق میسر است. غار علی‌صدر یکی از جاذبه‌های جهانگردی استان همدان می باشد.
زمین شناسان قدمت سنگهای این غار را به دوره ژوراسیک از دوران دوم زمین شناسی ( ۱۹۰-۱۳۶ میلیون سال قبل) نسبت میدهند.
مردم روستای علی صدر و روستاهای اطراف، از قدیم الایام به وجود این غار پی برده بودند و از آب آن بهره برداری می‌کردند. تا اینکه در۵ مهرماه ۱۳۴۲ شمسی گروهی ۱۴ نفره از اعضای هیئت کوه نوردی همدان، غار علی صدر را مورد بازدید و کاوش قراردادند و توانستند با وسایل ابتدایی، مانند فانوس و تیوپ لاستیکی،مسافتی از غار را طی کنند. در سال ۱۳۴۶ با پخش خبر کشف این غار شگفت انگیز و بی انتها درسطح رسانه های ملی، سیل محققان، کوه نوردان و علاقه مندان به آثار طبیعی به سوی آن سرازیر شد.
در سال ۱۳۵۲ کوه نوردان همدان دهانه و ورودی غار را به قطر ۵۰ سانتی متر تعریض کردند و از سال ۱۳۵۴ استفاده عمومی از غار علیصدر آغاز شد. از آن روز تاکنون جهت سهولت بازدید و رفاه حال گردشگران کارهای زیادی درون غار انجام شده که علاوه بر افزایش طول مسیر آبی برای قایقرانی، مسیرهایی در خشکی به مسیر بازدید افزوذه گشته که مناظر جدید و بدیعی را در جلوی دیدگان مشتاق گردشگران قرار می‌دهد.
غار علیصدر درروستای علیصدرکه مربوط به شهرستان کبودراهنگ می باشد قرار دارد۰ هم چنین این غار در فاصله ۷۵ کیلومتری شمال غربی همدان در کوههای زاگرس مطابق طول جغرافیایی ۱۵٫۳ درجه و ۳۵٫۱۸ درجه و عرض جغراقیایی ۱۸٫۸ درجه و ۴۸ درجه و ارتفاع ۱۹۸۰ متر از سطح دریا واقع شده است. این منطقه دارای آب و هوای نیمه خشک است و میزان متوسط بارش سالانه ۳۰۰ میلی لیتر است.
آنچه که غار علی صدر را از سایر غارهای آبی جهان متمایز می‌کند، سهولت استفاده از کانالهای آبی درون آن است که به سبب وسعت آن به راحتی میتوان در آن طی مسیر کرده و با قایق های معمولی از درون آنها گذشت. براساس همین گزارش شکستهای زیادی در رشته علی صدر وجود دارد. بین ۳-۲ شکست در هر متر. بعلاوه تعدادی سوراخ قیفی شکل در فواصل ۲-۱ متری مشاهده می‌شود که هر دو مشخصه، نفوذ سریع آبهای سطحی را تسهیل می‌کند.

بعد از غار علیصدر به همدان بازگشتیم.حدود ساعت ۱۰به همدان رسیدیم و به یکی دیگر از اماکن تفریحی شهر یعنی تپه عباس آباد رفتیم. تپه عباس آباد منطقه خوش آب و هوایی است که درحاشیه شهر واقع شده.

صبحانه نخورده بودیم و حسابی گرسنه بودیم. بعد از صرف صبحانه استراحت کوتاهی کرده و به شهر بازگشتیم. مقصد بعدی ما دریاچه زیبای گهر (Gahar) در نزدیکی شهرستان دورود واقع در استان لرستان می باشد. در یکی از پارکهای شهر استراحت کوتاهی کردیم. من هم از فرصت استفاده کردم و مطالب روزهای قبل را به وبلاگ منتقل کردم.
حدود ساعت 2 و نیم همدان را به قصد دورود ترک کردیم. بین راه از شهرهای ملایر و بروجرد گذشتیم. فاصله همدان تا ملایر  و ملایر تا بروجرد هر کدام حدود 75 کیلومتر و بروجرد تا دورود 45 کیلومتر است. بعد از ظهر به دورود رسیدیم.

دورود
دورود یکی از شهرهای استان لرستان و مرکز شهرستان دورود است.
شهرستان دورود بامساحتی برابر ۱۳۲۶کیلومتر مربع با ۱۵۲۰۰۰ نفر جمعیت در دامنه رشته کوه زاگرس و در نزدیکی اشترانکوه قرار گرفته‌است. دو سر شاخه رود دز یکی از شمال و یکی از شرق در دورود به هم می‌پیوندند و با نام رود سزار سرچشمه اصلی رود دز می‌شوند.
دورود به خاطر داشتن راه آهن، کارخانجات صنایع دفاع و کارخانه سیمان در دوران جنگ ایران و عراق رشد پیدا کرد و اهمیت یافت.این شهر همچنین از منابع سنگ زیادی برخوردار است که کارخانه‌های سنگبری زیادی نیز در دورود وجود دارد که به اصفهان وسایر نقاط صادر می‌شوند.
عبور راه آهن سراسری جنوب و راه‌های اصلی غرب به شرق و شمال به جنوب از این شهر دورود را د زمره شهرهای پر تردد قرار داده‌است به طوریکه سالیانه بیش از ۶میلیون نفراز شهر دورود عبور می‌کنند.
از گذشته تاریخی آن اطلاع زیادی در دست نیست اما در شمال این شهرستان و در دشت سیلاخور تپه‌های باستانی فراوانی دیده می‌شود. تاریخ این ناحیه با تاریخ بروجرد گره خورده‌است و به احتمال زیاد کاروانسرایی در سر راه اصفهان به بروجرد، همدان و بغداد بوده‌است. نام دورود در گذشته بحرین بوده‌است. فاصله دورود تا بروجرد ۵۶کیلومتر، تا خرم آباد ۸۶ کیلومتر و تا تهران ۴۵۰ کیلومتر است.

دیدنیهای دورود:
دریاچه گهر
این دریاچه در ۳۵ کیلومتری جنوب شرقی شهر دورود است.این دریاچه شامل دو بخش به نام گهر بزرگ و گهر کوچک است.گهر بزرگ با مساحت ۱۰۰ هکتار و عمق دریاچه بین۴ تا۲۸ متر وپهنای آن بین ۴۰۰ تا۸۰۰ متر ودرازای آن۱۵۰۰ متر است.در ماه‌های سرد سال روی دریاچه یخ می‌زندکه در ایران کم نظیر است.
کوه قارون
این کوه در جنوب شهرستان دورود قرار دارد و همانند کله قندی تا کیلومترها وسعت شهر را زیر گستره خود قرار داده‌است، که آثار تاریخی و باستانی در این قله پر ارتفاع وجود دارد، یکی از جاذبه‌های دیدنی این قله غار بی انتها ی منومی باشدکه بسیار مرموز است و از شگفتی های بزرگ طبیعی به حساب می‌آید.
اشترانکوه
اشترانکوه که به آلپ ایران نیز معروف است. البته این نام تنها به خاطر بلند بودن آن رویش گذاشته نشده‌است بلکه به دلیل شیب تند کوه‌هایش و دره‌های جوان وvشکل ویخچالهای طبیعی و دائمی آن است. بلندای بلند ترین قله آن سن بران ۴۱۵۰ است.سالیانه از سراسر کشور کوهنوردان زیادی به این منطقه می‌آیند.
چشمهٔ وقت ساعت
در بلندی های پریز کوه واقع است که آب دهی آن به شکلی است که در زمانهای معین شاهد سرازیر شدن آب و قطع شدن می‌باشد که این قطع و وصل شدن منظم آن را به چشمه وقت ساعت مشهور نموده‌است که بسیار جذاب و دیدنی و منحصر به فرد در جهان می‌باشد.
آبشارها
• آبشار ازنادر(دره اسپر): آبشاری فصلی و بسیار زیبا که در ۷ کیلومتری جنوب شرقی دورود در درهٔ زیبای دره اسپر قرار دارد.
• آبشار بیشه(پوران):در جنوب شهرستان دورود در فاصله ۳۵ کیلومتری قرار دارد. این آبشار یکی از بهترین جاذبه‌های استان است که سالیانه افراد زیادی برای تعطیلات به ویژه از خوزستان به آنجا می‌روند.
علاوه بر آبشار جنگل های بیشه نیز بسیار زیباست که تفریح گاه‌های زیادی در آن هست.
• آبشار شوی(تله زنگ):
این آبشار با بلندای ۱۰۰متر و پهنای ۴۰ متر جزء ۱۰ آبشار عریض دنیا می‌باشد.آبشار شوی بلند ترین و زیباترین آبشار ایران می‌باشد. این آبشار در حوالی روستای شوی و در دامنهٔ سالن کوه قرار داردآبشاری است زیبا و دلنشین که از غاری بیرون می‌جهد و از گردنه‌ای بلند سرازیر می‌شود.در گویش محلی به {طاف شوی} معروف است.

 برای رفتن به دریاچه گهر مسافتی حدود 20 کیلومتر را باید با ماشین طی کرد و از آنجا بقیه راه را پیاده باید رفت. ما نسبتا زود به دورود رسیده بودیم. تصمیم گرفتیم برای شناسایی مسیر  و کسب اطلاعات لازم به سمت دریاچه گهر حرکت کنیم. مسافت 20 کیلومتری را به دلیل کوهستانی و سربالایی بودن جاده، 30 دقیقه ای طی کردیم تا به ایستگاهی که باید از آنجا پیاده به سمت دریاچه رفت رسیدیم. در آنجا پارکینگی هست که شبی 2000 تومان برای هر ماشین می گیرد. از کسانی که در حال بازگشت از دریاچه بودند اطلاعات لازم را گرفتیم. مدت زمان پیاده روی بسته به سرعت حرکت 3 تا 5 ساعت طول می کشد. افراد بومی هم هستند که جهت حمل وسایل تا دریاچه خر و قاطر کرایه می دهند. کرایه برای هر یک از مسیرهای رفت و برگشت 20 هزار تومان بدون همراه و 30 هزار تومان با همراه (یا به قول خودشان کارگر) می باشد. پس از کسب اطلاعات لازم به دورود بازگشتیم تا وسایل و مواد غذایی مورد نیاز خود را برای فردا آماده کنیم.

تا بعد خدا نگهدار

+ نوشته شده توسط حسین در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387 و ساعت 11:39 |
امروز جمعه هفدهم خرداد ماه و ما نهمین روز سفر را آغاز کرده ایم. امروز صبح زود از خواب بیدار شدیم و سر حال و آماده ارومیه را به قصد مهاباد ترک کردیم. مسافتی از راه، از کنار دریاچه ارومیه می گذرد. مسیر متنوع و زیبایی است. سمت چپ دریاچه و سمت راست جاده کوه. نرسیده به مهاباد به دریاچه زیبای سد حسنلو رسیدیم. کنار دریاچه ماهیگیران مشغول ماهیگیری بودند و عده ای هم در حال شنا کردن. توقف کوتاهی داشتیم و پس از صرف صبحانه به سمت مهاباد حرکت کردیم. هدفمان غار آبی سهولان بود. غار سهولان حد فاصل شهرهای مهاباد و بوکان در 40 کیلومتری مهاباد واقع شده است.
ورودی پارکینگ 400 تومان و بلیط بازدید از غار 1000 تومان است. غار سهولان یک غار آبی است که گفته می شد 112 سال پیش کشف شده و 8 سال است که مورد بهره برداری قرار گرفته. طول غار 300 متر و عمق آب آن در عمیق ترین قسمت به 52 متر می رسد. آب درون غار از چشمه ای که از کف غار می جوشد تامین شده و از سمت دیگر کوه خارج می گردد. غار سهولان تا حدی شبیه به غار علیصدر می باشد منتهی در مقیاس خیلی کوچکتر.با قایق گشتی در غار زدیم. در بعضی قسمتها عرض غار تا اندازه ای کم می شود که تنها امکان عبور یک قایق وجود دارد. 20 دقیقه ای داخل غار بودیم و بعد حرکت خود را به سمت همدان ادامه دادیم.

 پس از عبور از شهرهای بوکان و سقز به دیواندره رسیدیم. دیواندره برای صرف ناهار توقف کردیم. ابتدا قصد داشتیم به سنندج و از آنجا به همدان برویم ولی بعد که از یکی از اهالی پرسیدیم متوجه شدیم  یک راه محلی دیگر برای رسیدن به همدان وجود دارد که 40 – 50 کیلومتر کوتاه تر می باشد. بعد از دیواندره، 45 کیلومتری سنندج، سمت چپ یک جاده انحرافی به سمت شهری به نام دهگلان وجود دارد. بعد از دهگلان به شهر قروه رسیدیم. از قروه تا همدان 85 کیلومتر است و ما الان در 35 کیلومتری همدان هستیم.جاده خیلی خلوتی بود و سریع تر از آنچه پیش بینی می کردیم طی شد.
5 کیلومتری همدان سمت چپ یک جاده انحرافی به طول تقریبی 15کیلومتر وجود دارد که به شهر لالجین منتهی می گردد. لالجین شهر کوچکی است و از دیرباز شغل اصلی مردم شهر سفال گری بوده. تعداد زیاد کارگاه های سفال سازی باعث شده این شهر به یکی از شهرهای دیدنی ایران تبدیل شود و گردشگران زیادی را به خود جذب کند.
از لالجین نیز بازدید کوتاهی داشتیم. تنوع زیاد اشیاء و ظروف سفالی قابل توجه است. امکان بازدید از کارگاه های سفال سازی برای گردشگران وجود دارد و می توان مراحل تهیه و تولید این هنر زیبای دستی را از نزدیک مشاهده کرد که خالی از لطف نیست.


بعد از لالجین به شهر باستانی همدان وارد شدیم. همدان جاهای دیدنی زیادی دارد. تا فردا بعد از ظهر در همدان خواهیم ماند. گشتی در شهر زدیم و بعد، از آرامگاه بو علی از مشاهیر فلسفه و طب ایران بازدید کردیم. بلیط ورودی 400 تومان است. در کنار آرامگاه موزه ای ویژه معرفی بو علی واقع شده است. داخل موزه انواع گیاهان داروئی که بو علی استفاده می کرده به همراه توضیحات و معرفی خواص در معرض دید بازدیدکنندگان گذاشته شده. در بخش دیگر موزه انواع وسایل و ظروف مورد استفاده شیخ الرئیس نمایش داده شده است.


بعد از بازدید از آرامگاه بو علی می خواستم مطالب وبلاگ را به روز کنم. ولی متاسفانه روز تعطیل بود و هر جا که می رفتیم کافی نت ها بسته بودند. بعد از کلی گشتن بالاخره یک کافی نت پیدا کردیم که باز بود ولی داشت تعطیل می کرد. سریع رفتم و از صاحب کافی نت خواهش کردم که با توجه به اینکه مسافر هستیم و روز تعطیل هست نیم ساعتی دیرتر تعطیل کند خوشبختانه او هم با روی خوش پذیرفت و من توانستم مطالب جدبد را به وبلاگ منتقل نمایم.
از آنجا به سمت یکی از جاهای دیدنی شهر یعنی آبشار گنجنامه رفتیم. در کنار آبشار نیز کتیبه هایی با خط میخی از داریوش شاه و خشایار شاه هخامنشی وجود دارد که ارزش تاریخی بالایی دارد. کتیبه ها به شکل بسیار زیبایی در دل کوه کنده شده اند. در این کتیبه ها داریوش شاه و خشایارشاه به معرفی خود پرداخته اند.


فردا صبح زود به غار علیصدر خواهیم رفت. بعد از ظهر نیز به سمت دورود حرکت خواهیم کرد.

 

+ نوشته شده توسط حسین در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387 و ساعت 10:51 |
امروز پنجشنبه شانزدهم خرداد ماه است. دیشب به خاطر معطلی قبل از دریاچه حدود ساعت 2 نیمه شب خوابیدیم. به دلیل خستگی، امروز می خواهیم کامل در ارومیه بمانیم و استراحت کنیم. صبح هم کمی دیرتر از خواب بیدار شدیم.
ارومیه شهری زیبا، آرام و خوش آب و هواست. بیشتر مردم ارومیه آذری زبان هستند و درصدی از جمعیت ارومیه را کردها و ارامنه تشکیل می دهند. ارومیه بر خلاف تبریز که شهری صنعتی و شلوغ است، نسبتا آرام تر و خلوت تر به نظر می رسد. و البته مردمی خونگرم و مهمان نواز دارد. این موضوع از نحوه برخورد مردم زمانی که از آنها آدرس می پرسی کاملا مشخص است.
ارومیه اماکن تفریحی زیادی دارد. یکی از معروفترین آنها مکانی است به نام بند که در چند کیلومتری شهر واقع شده است. بند گردشگاهی است بسیار با صفا و خوش آب و هوا در کنار رودخانه ای که اطراف آن باغ است و درخت و سرسبزی. باغ ها تبدیل شده اند به رستورانهایی که در آنها آلاچیقهایی کنار رودخانه نصب شده و جای مناسبی برای استراحت مسافران و گردشگران می باشد. به یکی از باغها رفتیم و چند ساعتی ماندیم. کنار آب روان، زیر سایه درختان و آواز پرندگان، هوا هم که عالی بود. همه شرایط مهیا بود که ناهار را هم همانجا بمانیم. کیفیت غذا هم خیلی خوب بود. بعد از ناهار هم استراحتی کردیم و به ارومیه باز گشتیم.

 حدود ساعت 5 عصر به پارک جنگلی ارومیه رفتیم. پارک جنگلی بالای تپه ای واقع شده که معروف است به بام شهر. نمای زیبای شهر از بالای تپه دیدنی است. مسافرین زیادی به پارک آمده بودند و به نظر می رسد محل مناسبی برای اقامت مسافرین در شب باشد.

بعد از پارک جنگلی ساعت 7 و نیم به یکی از روستاهای اطراف شهر که آنجا نیز بسیار سرسبز و خوش آب و هوا بود رفتیم. بعد از کمی پیاده روی و استشمام هوای پاک روستایی به شهر بازگشتیم.

ارومیه
ارومیه مرکز استان آذربایجان غربی ایران و همچنین مرکز شهرستان ارومیه است. در دوره رضاشاه پهلوی نام رضائیه بر آن گذاشتند که تا پایان حکومت پهلوی به این نام خوانده می‌شد. پس از انقلاب ایران دوباره به نام پیشین یعنی ارومیه تغییر نام داد. این شهر طبق سرشماری سال ۱۳۸۵ با ۵۷۷٬۳۰۷ نفر جمعیت، دهمین شهر پرجمعیت ایران محسوب می گردد.
در مورد نام این شهر روایت‌های گوناگونی بیان شده است برپایه منابع و متون کهن نام اصلی این شهر «چیچست» بوده‌است. نام ارومیه از دو واژه «اور+میه» تشکیل یافته است که «اور» به معنی جا و مکان و «میه» به زبان آشوری یعنی آب.
ارومیه در جلگه گسترده و سرسبزی به درازای ۷۰ کیلومتر و به پهنای ۳۰ کیلومتر واقع شده که اطراف آن تا کیلومترها پوشیده از باغات انگور و سیب و کشتزار است. دریاچه ارومیه در شرق و دریاچه مارمیشو در غرب این شهر قرار دارد. این شهر به علت آب و هوای معتدل و داشتن مناظر زیبا یکی از شهرهای گردشگری ایران است.
ساکنین شهر ارومیه را ترک‌های آذری، کردها، آشوری‌ها و ارمنی‌ها تشکیل می‌دهند که اغلب در یک محله در کنار هم زندگی می‌کنند.
یک مطالعه از ترکیب قومی خانوارهای نمونه و مورد بررسی در سطح شهر ارومیه که حدود سال ۱۳۷۹ انجام گرفت نشان می‌دهد که ترک‌زبانان ۸۵٫۷٪ درصد خانوارهای نمونه را به خود اختصاص داده و کردزبان‌ها حدود ۱۰٫۵٪ بوده‌اند. در این آمارگیری نمونه‌ای درصد آشوری‌ها، فارس‌زبان‌ها و ارمنی‌ها در شهر ارومیه به ترتیب ۱٫۷، ۱٫۶ و ۰٫۵ بود.
برخی نقاط دیدنی ارومیه عبارتند از:
مسجد جامع - مسجد سردار - بازار ارومیه - موزه ارومیه - گردشگاه سیر - دریاچه ارومیه - کلیسای ننه مریم - ساختمان شهرداری ارومیه

امروز حسابی استراحت کردیم و بعد از تجدید قوا آماده شده ایم برای فردا که راه نسبتا طولانی در پیش داریم. شب برای استراحت به پارک جنگلی رفتیم و همانجا چادر را برپا کردیم. هوا کمی سرد بود ولی با داشتن کیسه خواب جای نگرانی نبود. مقصد فردای ما مهاباد و غار سهولان و از آنجا به همدان خواهیم رفت.
با ما همراه باشید ...

+ نوشته شده توسط حسین در شنبه هجدهم خرداد 1387 و ساعت 12:39 |