X
تبلیغات
ســفـرنامه تصویری - روز چهاردهم (شهرکرد - برازجان)
امروز چهار شنبه بیست و دوم خرداد ماه یکهزار و سیصد و هشتاد و هفت می باشد. چهاردهمین روز سفر را آغاز کرده ایم. شهرکرد و کلا استان چهارمهال و بختیاری اماکن دیدنی و تفریحی زیادی دارد. به خصوص طبیعت اطراف شهر بسیار زیبا و دیدنی است. یکی از بارزترین آنها پلی است قدیمی بر روی رودخانه زاینده رود به نام پل زمانخان. پل زمانخان در نزدیکی یکی از شهرهای استان به نام سامان واقع شده است. برنامه مان این است که ناهار را آنجا صرف کنیم. تا ظهر دو ساعتی وقت داشتیم. برای پیدا کردن کافی نت گشتی در شهر زدیم. شهر شلوغ به نظر می رسید و بعضی خیابان ها را بسته بودند علت را که جویا شدیم متوجه شدیم که آقای دکتر محمود احمدی نژاد به شهرکرد آمده به هر صورت کافی نتی پیدا کردیم  و مطالب جدید را به وبلاگ منتقل کردم. حدود ساعت 12 و نیم به سمت پل زمانخان به راه افتادیم. تقریبا 25 دقیقه در راه بودیم.

شهرکرد
شَهرکُرد مرکز شهرستان شهرکرد و استان چهارمحال و بختیاری و در ۹۸ کیلومتری جنوب غربی اصفهان قرار گرفته‌است. نام پیشین آن دِهْکُرد است.
شهرکرد مرتفع‌ترین شهر ایران است و به همین خاطر به «بام ایران» معروف است. زمستانی سردو برفی و تابستانی مطبوع و خنک دارد. این شهر مرکز استان چهارمحال و بختیاری است.
با نگاه به کتاب قوم لر نوشته دکتر سکندر امان اللهی بهاروند ساکنان دهکرد و یا شهرکرد کنونی بختیاری لر بوده‌اند و البته زبان آنان نیز لغات و اصطلاحات بختیاری فراوان دارد.البته زبان به تنهایی نژاد مردم را در مناطق مختلف مشخص نمی‌کند. چرا که مثلاً در حومه همین شهر، مردم شهر کیان یا شهرک قدیم کلاً به ترکی تکلم می‌کنند. و یا مردم چالشتر در نزدیکی همین شهر و در همین شهرستان به فارسی حرف می‌زنند،ولی نزدیک به ۷۰٪ این شهر را مردم بختیاری بخصوص مردم محال میزدج(شهرستان فارسان)از جمله اهالی روستاهای چلیچه،گوشه،گوجان،فیل آبادو...تشکیل می‌دهد. بنابراین رجوع به زبان برای اثبات خاستگاه یک قوم کافی به نظر نمی‌رسد.این نکته نیز قابل توجه است که شهرکرد به دلیل مرکزیت استان اقوام مختلفی را به دلایل اجتماعی سیاسی در بر گرفته است که هیچ ربطی به نژاد مردم شهرکرد ندارد.از طرفی از لحاظ شرایط بدنی و ظاهر مردم شهرکرد تفاوتی آشکار با لر ها دارند که این نیز دلیلیبر جدا بودن نژادشان از لرها است
زبان مردمان شهرکرد فارسی است که واژه‌های لری و بختیاری فراوان دارد. چند مثال از واژه‌های دهکردی: «وَخی» از مصدر(وَخسادن)، «بجُور» از (مصدر «جُستن). «اُشناری» به معنی (راه آب)، اما امروزه اهالی بسیاری از شهرهای این شهرستان مانند سامان، بن، شهر ِکیان (شهرک قدیم، تغییر نام شهرک و تبدیل آن به شهر کیان در سال 1374 انجام شد) و طاقانک به زبان ترکی نزدیک به ترکی قشقایی تکلم می‌کنند.لازم به ذکر است که مردم اصیل شهرکرد دارای لهجه ای خاص و به احتمالی دارای زبان خاصی بوده اند که در طول تاریخ با توجه به موقعیت ارتباطی با اقوام لر موجود در استان دستخوش تغییر و رسوخ کلمات لری به این زبان یا لهجه شده است
برخی نقاط دیدنی :
- قلعه سئوده
- قلعه دزک
- پیست اسکی گردنه خلک سورشجان
- پل زمانخان
- قلعه صمصام  السلطنه
- اتاق آیینه شهرکرد
- سد زاینده رود

 پل زمانخان در منطقه ای خوش آب و هوا چسبیده به شهر سامان واقع شده است. حاشیه اطراف پل و رودخانه کاملا فضا سازی شده است برای اقامت و استراحت گردشگران. به نظر می رسد کل منطقه در حال تبدیل شدن به منطقه ای گردشگری و توریستی می باشد. اطراف رودخانه در حال ساخت و ساز بوده و کارگران مشغول محوطه سازی و خیابان کشی می باشند و جا به جا خانه های ویلایی و مجتمع های تفریحی در دست احداث می باشد. حدود ساعت یک کنار رودخانه مستقر شدیم که تازه متوجه شدیم هیچ غذا فروشی یا رستورانی در آنجا وجود ندارد. به ناچار به شهر سامان رفتیم و پس از تهیه ناهار بازگشتیم.

پل زمانخان
پل تاریخی زمانخان در مجاورت شهر سامان در استان چهارمحال و بختیاری واقع شده است. تفکر اولیه ساخت پل در این مکان به دوره ساسانیان برمی گردد. این پل به دستور زمان‌خان یکی از سران ایل قشقایی که زمانی دامنه کوچ آنها تا منطقه می رسید بر روی رودخانه زاینده‌رود احداث گردید. دهکده سیاحتی زاگرس که دارای واحدهای اقامتی و مشرف به زاینده رود و پل زمانخان است در مجاورت این پل بنا شده است. قرار گرفتن این پل بر روی آبهای زاینده رود و وجود مناظر طبیعی چشمگیر اطراف در کنار اقدامات عمرانی انجام شده، این منطقه را به یکی از قطب های گردشگری استان چهارمحال و بختیاری تبدیل کرده است.

اطراف رودخانه تماما درختکاری شده و سکوهایی برای مسافران تعبیه شده است. در کل جای خوب و دلنشینی است به خصوص امروز که تعطیل نیست و حسابی خلوت است. بعد از ظهر می خواهیم به سمت یاسوج حرکت کنیم. بعد از صرف ناهار استراحتی کردیم و ساعت 3 و نیم به سمت شهرکرد به راه افتادیم. پس از سوخت گیری شهرکرد را ترک کرده به سمت یاسوج حرکت کردیم. برنامه مان این بود که بعد از رسیدن به یاسوج اگر برای ادامه راه خسته نبودیم به سمت برازجان حرکت کنیم در غیر این صورت شب را یاسوج بمانیم و صبح به سمت برازجان برویم. شهرکرد تا یاسوج را من رانندگی کردم و بهرنگ استراحت کرد. تقریبا 3 ساعت نیم طول کشید. حدود ساعت 8 به یاسوج رسیدیم و چون بهرنگ آماده رانندگی بود پس از توقف کوتاهی راه خود را به سمت برازجان ادامه دادیم. احساس خاصی است وقتی آدم به وطن خود نزدیک می شود دوست دارد زودتر برسد. حوالی نورآباد نیم ساعتی برای صرف شام توقف کردیم و تقریبا ساعت 12 شب بود که به برازجان رسیدیم.

 سفر 14 روزه ما پس از طی مسافت تقریبا 4900 کیلومتر از خاک ایران همزمان با به پایان رسیدن روز چهارشنبه بیست و دوم خرداد، به پایان رسید.


سفری یه یادماندنی بود و به هر سه نفرمان بسیار خوش گذشت و تجربیات ارزشمندی کسب کردیم.

شاد و پیروز و سلامت باشید.

+ نوشته شده توسط حسین در جمعه بیست و چهارم خرداد 1387 و ساعت 23:9 |